نقاش کوچولو امروز پلاژ بوده رنگ پوستش یه کم تیره شده
با این ژست اگه خود پیکاسو هم بود باورش میشد که سلما استادش بوده
طرز جدید رژ لب زدن
ماهین جون امروز زحمت به ریختن مغاز رو کشید به جای سلما
سلما وسایل خمیر بازیشو با خودش برده بود بازار
لنا جون و سلما بعد از چند ماه همدیگرو دیدن کلی ذوق کردن و با هم بازی کردن
تولد مامان ولی من قبل از مامان زحمت فوت کردن شمع ها رو کشیدم
علی پسر وشقایق وروجک. سلما ازم میخواست صورت همه بچه ها رو نقاشی کنم
امروز 91/05/09 سلما بعد از 12 روز داره بر می گرده کیش پیش باباش کلی ذوق داره
سلما جون داره میره بازاراز قبل تهران رفتنمون بازار نرفته همه عمو و خاله ها دلتنگشن دیگه صداشون در او